خاکبازی

حق را بشناس تا اهل حق را بشناسی. علی (علیه السلام)

حق را بشناس تا اهل حق را بشناسی. علی (علیه السلام)

خاکبازی
طبقه بندی موضوعی

آرمانخواهِِ محافظه کار

گه گاه در شرایط مختلف این طعنه های رفقا، خودم را هم به فکر فرو می برد؛ «ای آرمانخواهِ محافظه کار، خوب داری قضایا رو می پیچونیا...»

اما بلافاصله این استدلالها را باخودم مرور می کنم: 

من هم معتقدم به آرمانهای انقلاب هستم عدالت، آزادی و... 

اما گاها در نظر دیگران انگار از آنها عدول کرده ام. 

چرا از برخی اشخاص یا کارها حمایت کرده ای؟(آنهم وقتی که تو با هزار شرط و قید و فلان اینکار را کرده ای)

یا نه، 

چرا بصورت صفر یا صدی از برخی کارها یا اشخاص اعلام برائت نکرده ای؟ 


فرقش در این است که من آرمانها را برای اجرا شدن می خواهم، 

اما برخی خواسته یا ناخواسته، انگار آرمانها را برای آروغ آرمانخواهی زدن و خلسه در مباحث انتزاعی می خواهند.


آرمانها در هوا اجرایی نخواهند شد! 

بستر می خواهد 

ظرف می خواهد

و اینکه فضای اطراف ما در مسیر اجرای این آرمانها، در خلأ و بدون اصطکاک هم نیست، جریانات معارض در قالب های مختلف وجود دارد. 

اگر واقع بینانه با مسائل برخورد نشود،  

شاید تا ما و رفقایمان بخواهیم به خود بجنبیم، عرصه خالی شود برای نفاق که بستر را بلکل از ما بگیرد. 

شاید اصلا هنوز محتوی و سازوکاری تدوین نشده که همه چیز را به هم بزنیم، با از هم گسیختگی مابعدش چه کنیم. 

شاید باید آهسته و پیوسته ساختار های فعلی را اصلاح کرد نه از صفر یا با ساختار موازی. 

شاید هم من واقعا محافظه کار شده ام.

راستش وقتی حیات امیر المومنین علی علیه السلام و تاریخ مبارزات قبل و بعد از انقلاب امام و رهبری را مرور می کنم پر بوده از این «آرمانگرایی هایِ واقع بینانه»، برخواسته از عقلانیت اجتهادی شیعه. 

پر بوده از صبر انقلابی، که باعث میشده آتش آرمانخواهی هیچگاه در سینه هاشان نخوابد، اما گاها برای محافظت در برابر خاموش شدنش، دست مقابل چراغ بگیرند. 

 

اقتصاد شاه کلید نرمالیزاسیون جمهوری اسلامی ایران

وقتی حرف های مسئولین در سطوح مختلف را می شنوی تقریبا ته حرف همه شان در آسیب شناسی وضعیت توسعه و پیشرفت کشور این است که اقتصاد در بن بست قرار دارد و برای خروج باید منابع و سرمایه های وسیع وجود داشته باشد، و ظرفیت های داخلی برای تامین این میزان منابع ناکافی و حتی ناموجود است.

راهکارشان چیست؟! 

تعامل با بازار جهانی و جذب سرمایه گذاری خارجی. 

حرف های آقای روحانی که در توجیه برجام زیاد بکار رفت هم همین بود که حتی برای حل مشکل آب مردم باید سرمایه گذاری خارجی باشد. 

  با تنش های موجود بین ج.ا.ایران و دنیا و تحریم هایی که وجود دارد این سرمایه گذاری ها دیواری بلند را مقابل خود می بینند. 

برجام نا فرجام اولین و بلند ترین گام تکنوکرات ها برای حل این موضوع بود، تیری که دوهدف را نشانه رفته بود، هم تسهیل سیاسی، هم تسهیل اقتصادی.

اما برجام آن مسیری را که مد نظر ایشان بود نتوانست طی کند. 

حال آیا ایشان باز نشسته اند... خیر راهکار جایگزین و عمیق تر را دنبال می کنند. 

برای طی مسیر و همراه کردن جریان مخالف در داخل و شکستن مقاومتشان باید راهکار را اقتصادی تر کرد.باید رهبری و انقلاب را با دلایل اقتصادی تر و دس آویز های حیاتی- معیشتی کشور،  مجاب به نرمالیزه شدن کرد. 

شرایط فعلی: دلار و التهابات بازار

شرایط بوجود آمده فعلی بر اساس تحلیل فوق و شواهد در همین نقشه تعریف شده، البته نه اینکه عوامل حقیقی اقتصادی همچون فشار نقدینگی و... را نادید بگیریم، اما مهار نکردن و مدیریت نکردن این عوامل خود می تواند ابزار های همین نقشه راه باشند. 

اهداف همان دو حوزه سیاسی و اقتصادی است: « فشار به رهبری و مردم برای کوتاه آمدن های سیاسی و ایدئولوژیکی» و

«پیوستن به اقتصاد جهانی و بازار آزاد و پذیرش و اجرای مناسباتش مثل پالرمو و fatf ودر نهایت wto(سازمان تجارت جهانی)»

حال برای رسیدن به این اهداف نقشه راه چیست؟! 

با اتفاقاتی که در بازار افتاد، در واقع هم بستر آماده شدن افکار عمومی برای پذیرفتن هر راهکاری! جهت خلاصی از وضع موجود ایجاد شد و هم  بستر های اقتصادی و اجتماعی برای پیوستن به بازار جهانی. 

مناسب و نزدیک شدن قیمت کالا و خدمات به شرایطی که برای پیوستن به بازارهای جهانی لازم است. 

و از طرفی ارزان شدن نیرو کار برای ایفای نقش کارگری در بازار جهانی و ایجاد جذابیت برای غول های صنعتی دنیا.  الان و با شرایط بوجود امده برای نرخ دلار  قیمت نیرو کار در مقایسه با قیمت های بین المللی چگونه است؟ حداقل حقوق و دستمزد کارگر ایرانی به دلار چقدر می شود؟ 

اما نتیجه چیزی بهتر از وضعیت مسیری که در حال طی شدن است نخواهد بود. نهایت این راه می شود بردگی بازار جهانی، با قیمیت هایی بالا برای گذران زندگی و نیرو کار ارزان برای غول برندهای صنعتی، غول هایی که ظرفیت ها و منابع طبیعی و... کشور را در طول چندسال خواهند بلعید. 

نتیجه میشود معاشی بخور و نمیر برای مردمی که در رویای جامعه متوسط شهری سر می کنند با انتظارات فرهنگی و اجتماعی فراخور... در واقع اقتصاد می شود مدخل نفوذ در سایر حوزه های(سیاسی، فرهنگیو اجتماعی) کشور و انقلاب. 


راه حل آقایان همان پیوستن به بازار جهانی و بازار آزاد است... 


پ.ن۱: روسیه بعد از فروپاشی شوروی همین مسیر را طی کرد با شرایط اجتماعی، سیاسی نزدیک به شرایط فعلی ما، اما شرایطش بحرانی تر شد تا موقعی که... (مستند پرزیدنت آکتور سینما را ببینید) 

پ. ن۲: دلیل حمایت بی شائبه‌ی رسانه‌های مهم فارسی زبان غربی (رادیو فردا، بی بی سی، دویچه وله، من و تو و...) از طیف خاص سیاسی در ایران تاثیر بسزایی در اجرای این نقشه دارد. مزیت ایشان نسبت به براندازان در این است که قادر به مدیریت چرخش نظام سیاسی ایران می‌باشند و آمادگی لازم را برای ادغام اقتصاد ایران در درون اقتصاد جهانی دارند.

 

قمار نکنیم

پیرامون نامه نگاری فعالین انقلابی با رهبری


بنظر هرکدام از امضا کنندگان از ظن خود موافق نامه بودند... و امضا کنندگان شامل یک طیف میشدند، پس نمیتوان با نگاهی صفر و صدی برخورد داشت. 


بعضی در کمال ناامیدی و ضدیت با شخص رهبری و عملکرد ایشان این نامه رو اتمام حجت با رهبری قلمداد کرده اند. 


و بعضی  در کمال دلسوزی برای انقلاب و نظام 


اما در هر صورت با برچسب زدن  به امضا کنندگان و تهدید کردن و...  مخالفم. 


 اما نامه، 


اینکه احمدی نژاد را راهکار رسیدن به مدینه فاضله دانستن ایراد هست،  چون ایشان ۸ سال در مسئولیت کار بوده و با اینکه کارهای زیادی انجام داده ولی مدینه فاضله نشد حتی نظر مردم شاید تندتر از این هم باشد. ( بسیاری از کارهایی که انجام شده مرهون همکاری اشخاصی هست که الان دیگه با ایشان همراه نیستند و حتی اون اشخاص رو مقابل خودش میدونه. )


دوما، اینکه اشکالات رو فقط توصیف کردند ایراد دیگه ای هست. (و بنظرم نظر رهبری هم هیچوقت با این طیف همراه نیست، بنظرم رهبری میگه من خودم از شما بهتر می دونم چه معضلاتی موجود  هست، کمک کنید حل بشه نه انتزاعی و شعاری و رسانه ای(به بهانه جلب نظر مردم) بلکه عملی، در دیدار قبل از عید با ایتان گفتند شما یک طرح برای اشتغال بدید من خودم پاش وایمیسم که دولت اجرا کنه...)


یعنی بنظرم  با این راه حل های انتزاعی و کلی کار پیش نمیره وقتی راه حل در همی حد حرف بمونه فقط بر سر موجودیت نظام فعلی که باید باشه تا کانالی برای انجام همین اصلاحات باشه، قمار می کنیم. 


قماری که با توان فعلی جریان انقلابی(طیف های مختلفش از احمدی نژادی تا قالیبافی)نتیجش تا حدودی مشخصه. با توجه به توان فعلی و شرایط فشار استکبار(که موجودیت گفتمان انقلاب و بروندادش جمهوری اسلامیِ حتی پر معضل را نشانه رفته) بنظر راهبرد رهبری مناسبتر است «اصلاح محتاتانه و در فرصت مناسب»


کما اینکه در سخنرانی بجنورد که فضا پایدارتر بود دم از اصلاح زده شد.  


ببینید کمی واقع بین باشیم، ما سالهاست که در اصلاح سازکار تنظیم بازار تخم مرغ مانده ایم... 


حال در این شرایط ناپایدار چرا اینگونه گسل های اجتماعی و سیاسی را بازیچه کنیم و قمار کنیم. 


نه اینکه اصلا باب اصلاح بسته شود. 


نه اولویت دهیم... 


با اصلاح اقتصادی و عدالت اجتماعی شرایط را پایدار کنیم(مطالبه مردم - نقطه فشار استکبار) سپس به سراغ اصلاحات ساختاری و سیاسی و اجتماعی برویم... چندسال است رهبری علم اصلاح اقتصادی را به دست گرفته و بی مهابا نقد کرده... 


حال در این خط راهبرد منصفانه ببینید چندسال است رهبری علم اصلاح را به دست گرفته، چندسال قبل از این نامه ... 


انقلاب و اسلام که نباید چوب بی حوصله گی و تنبلی مارا بخورد. 



مردم مدیون حکومت یا حکومت مدیون مردم!

 

اگر نگاهی به تاریخ انقلاب بیاندازیم می بینیم که نقش مردم در موفقیت های انقلاب از همه پر رنگ تر بوده از پیروزی انقلاب گرفته تا (حقیقتا)معجزات جهاد سازندگی و دفاع مقدس؛ بعد از آنها نیز که جبهه فرهنگی عرصه ای جدید برای فعالیت شد، کارفرهنگی بسیج مردمی در دهه های گذشته که بواسطه همین مردمی بودن بسیار پر خیر و برکت بود، از بارزترین مصادیق این مدعا است. 

به عینه می توان گفت که این کارهای مردمی،نقشی اساسی در افزایش وجهه کارآمدی حکومت داشت. 

طی فرصت مصاحبتی که با فعالین جهاد سازندگی(اوایل انقلاب)پیش آمد، از ایشان شنیدم، یکی از مهمترین عوامل ازبین رفتن فرهنگ جهادی و کارآمدی این مولود انقلاب،جریان یافتن موضوع دیوان سالاری ونظام بودجه ریزی در جهاد بود. 

بله نظم و انضباط موضوعی حیاتی است اما گمان نکنیم که هر سازمانی سازی و دیوان سازی و ساختار سازی به کارآمدی منجر می شود. درحکومت اسلامی در کنار #کار_تخصصی و نظام سازی مهمترین عامل پیش برنده نباید فراموش شود، مردمی بودن.

باید در کنار این سازمان و نظام سازی، سازو کارهای مردمی بودن هرکدام از این نهاد ها هم تدارک دیده شود.

نکته حیاتی این است؛ تجربه سازمان های انقلابی فعلی که ادعای مردمی بودن را دارند باید مد نظر قرار گیرد، تا به مردمی بودن دکوری و ماکتی دلخوش نکنیم. 

نقش مردم را نباید به حد مقبولیت(اولیه) به عنوان بستر تشکیل حکومت اسلامی تقلیل دهیم. اگر مردم یا حکومت نخواهند، بخش کلانی از  کارهای کشور مردمی باشد، پیشبرندگی و کارآمدی حکومت دچار اختلال می شود.لذا به جرأت می توان گفت؛ باید نقش مردم را به عنوان رکن حیاتی حکومت اسلامی به موازات مشروعیت حاکمان مد نظر قرار داد.  

همانطور که عرض شد،با بررسی سوابق و تجربیات می بینیم که مردمی شدن امور باعث شده، کارآمدی نظام افزایش یابد و این منوال با ارتباطی مستقیم، مقبولیت حکومت را نیز افزایش میدهد. 



پ. ن: محسن رفیق‌دوست (وزیر سپاه در دولت میرحسین موسوی)در کتاب «برای تاریخ می‌گویم» ص407 می نویسد، طی موضوعی خدمت امام (ره)رسیده بوده و خطاب به ایشان گفته: 

سوال بنده از شما این است که صنعت، کشاورزی، تجارت باید دست دولت باشد یا مردم؟

امام گفتند: کشاورزی، مسکن، صنعت، تجارت، را به دست مردم  بدهید.  

مسکن در سوال من نبود امام آن را هم اضافه کرد. 

پرسیدم: تا چه حد باید به دست مردم بدهیم؟ فرمود: باید همه‌اش را به دست مردم بدهید. دولت نظارت کند. قانون بگذارد، هدایت بکند و کنترل کند. 

عرض کردم: ما گندم از خارج می آوریم و نود درصد سوبسید به مردم می‌دهیم، این را به بخش خصوصی بدهیم؟ امام فرمود: اگر افساد ایجاد نمی‌کند بدهید.

نمی‌دانم چه سوال دیگری کردم که امام جمله‌ای گفتند؛ فرمودند: «زندگی مردم را به دست کارمند ندهید». 

احمد آقا دیگر نگذاشت بیشتر از این بپرسم و بیرون آمدم ... .

مساله مون رو به روز کنیم

🔻جابه جایی مرزهای فکری-سیاسی در جغرافیای سیاسی کشور: در ضرورت دفاع همگانی از عدالتخواهی طیفهای مختلف🔺


🔶آرمان ذاکری؛ 

🔷دانشجوی دکتری جامعه شناسی دانشگاه تربیت مدرس و ادوار انجمن فرهنگ و سیاست دانشجویان دانشگاه شیراز 

 

1-این بار به سراغ چهار دانشجوی منتسب به جنبش عدالتخواه دانشجویی آمده است، اتهام و احضار و حتما بعد هم دادگاه و محاکمه ...

به سراغ طیفی که می توان گفت از جهاتی از بقیه مظلوم تر اند، هر چند هنوز جاپاهای قدرتمندی در ساختار قدرت دارند، اما به سرعت در حال از دست دادن این جای پاها هستند، گاه فتنه گران آینده می نامندشان و گاه با خوارج مقایسه می شوند. نه می توانند خیلی صدایشان را بلند کنند که نمی خواهند اپوزیسیون باشند و نه چندان مورد حمایت صاحب قدرتان اصولگرا قرار می گیرند که علیه آنها شوریده اند. آنها رسما موی دماغ شده اند... 


2- با حرکت عرصه سیاست رسمی به سوی تهی شدن از معنا و شدت گرفتن مسئله فساد در میان نیروهای طیفهای مختلف حاضر در سیاست رسمی کشور، به تدریج شاهد جابه جا شدن برخی مرزهای سنتی فکری-سیاسی در میان نیروهای سیاسی فعال به نسبت مستقل تر در کشور هستیم. 

همنشینی عباس عبدی و احمد توکلی برای تعیین جایزه روزنامه نگار مقابله کننده با فساد، کنار هم قرار گرفتن حسین راغفر و سعید زیباکلام در دفاع از حقوق رضا شهابی، ورود جدی طیفی از دانشجویان عدالتخواه به نقد دستگاه های حکومتی و اصولگرایان و شدت گرفتن انتقادات دانشجویان منتسب به اصلاح طلبی از اصلاح طلبان حاضر در ساختار رسمی، همگی نمونه هایی از مواردی هستند که دوگانه هایی چون عدالت -ظلم و فاسد- سالم، در آنها جایگزین دوگانه هایی چون اصلاح طلب-اصولگرا یا ارزشی-سکولار شده اند. هر چند چنین مواردی همچنان در کلیت، در حاشیه قرار دارند و طیفهای مختلف به حرکتهای جریانهای فکری دیگر به دیده تردید و بی اعتمادی و احتمال همیشگی سوء استفاده می نگرند، اما «پایداری»، «صداقت» و «دوام بی چشمداشت» چنین حرکتهایی بی تردید اعتمادزا خواهد بود و می تواند جامعه ایران را به سمت مطالبه «همگانی» دست کم حدی از عدالت برای همگان سوق دهد. حدی از عدالت که در آن حقوق اولیه انسانها و برقراری عدالت در باب آنها چه رضا شهابی باشند و چه دانشجوی عدالتخواه، منهای تعلقات فکری آنها از سوی همه جریانات فکری و فعال در عرصه سیاست یا جامعه مدنی مطالبه شود. 

در این راستا مهمترین حرکتی که طلیعه آن را می توان مشاهده کرد، دفاع جریانات مختلف فکری-سیاسی، از حقوق اجتماعی-سیاسی کسانی است که به لحاظ فکری ضرورتا با آنها همسویی ندارند. در حقیقت جایگزین شدن توجه به مصادیق اجتماعی به جای مفاهیم انتزاعی در حال رخ دادن است. در راس این جایگزینی، بازیابی اهمیت عدالتخواهی است که با شدت گرفتن مسائل و معضلات اجتماعی مانند فقر و بیکاری و تضییع سیستماتیک حقوق طبقات پایین و نیروهای کار در بخشهای مختلف کشور، هر چه بیشتر خود را نشان می دهد.از همین منظر دفاع دانشجویان عدالتخواه از حقوق رضا شهابی و کارگران هپکو و ... را باید به فال نیک گرفت، همچنانکه دفاع از حقوق دانشجویان عدالتخواه را باید همگانی ساخت. امروز «اصلاح طلب» واقعی کسی است که مدافع سرسخت حقوق دانشجویان عدالتخواه و رضا شهابی باشد، همچنان که اصولگراو انقلابی واقعی کسی است که مدافع همه جانبه حقوق رضا شهابی و نرگس محمدی و علیرضا رجایی و ... باشد. فعالان مستقل نیز علی القاعده می بایست همزمان از حقوق همه این فعالان دفاع کنند.


3-حریتی که در چند سال گذشته در سخنان دانشجویان عدالتخواه دیده شده، در میان دانشجویان موسوم به «انقلابی و ارزشی» کم نظیر است. آنها تندترین انتقادات را به دستگاه ها و اشخاص مختلف طرح کرده اند. تداوم فعالیت آنها اعتماد به آنها را افزایش داده و صد البته آنها امروز هزینه حریت خود را می پردارند. هزینه ای که از سوی رسانه های رسمی چپ و راست اگر نگوییم بایکوت، دست کم با بی توجهی مواجه شده است. حریتی که می تواند از عرصه «عدالت اقتصادی» به حوزه «عدالت سیاسی» نیز بسط یابد و اینگونه تصویری متفاوت از دین و دینداری عرضه کند. 


4-در جامعه ای که بی عدالتی، فقر، فساد تبعیض در آن به شدت گسترش یافته است، نهادینه شدن «حداقلی» از عدالتخواهی برای همه فارغ از طرز فکر و قومیت و مذهب و نژاد و جنسیت، اولویتی فوری برای همه اقشار است. به همین دلیل است که مطالبه عدالت، مبارزه با فساد و دفاع از حقوق طبقات پایین، به سرعت در حال جا به جا کردن مرزهای سیاسی در ایران است. برای خیلی ها دیگر اصلاح طلب یا اصولگرا بودن چندان واجد معنا نیست. پاکدست بودن، صداقت، عدالتخواهی و ظلم ستیزی معیار است. آنان که این جابه جایی معیارها را متوجه نشوند «جامعه» را از دست خواهند داد.


🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶

و اما پی نوشت بنده درباره این مطلب خوب:

بنظر میرسد باید بجای برخی دعواهای الکی به فکر آماده کردن خودمون برای این شرایط باشیم... هم آمادگی محتوی ای و مبنایی و هم نقشه عملیاتی راه. 

چرا که این شرایط و چالش دیر یا زود بطور فراگیر تر  شروع خواهد شد... 


محمود احمدی نژاد خوب شرایط رو درک کرده و داره قدم میگذاره تو این فضا و با توجه به اینکه چنین فضایی بدیع هست،  هم احتمال خطا در طی این مسیر  زیاده ،  هم فحش خوردن که اخ، بووه، نکن نفهم و...(و اتفاقا به خاطر همین دو مساله ما توقع داریم که بیش از پیش خود را به رهبری نزدیک کند).

همونطور که قبلا نظرم رو گفتم، احمدی نژاد از کلیات قصد اصلاح داره، سرفصل هایی مثل آزادی، انسانیت، عدالت و... 

و سعید جلیلی هم (یا با برنامه یا بی برنامه) قصد داره از طریق کاربردیات مثلا بانکداری و دولت داری و...   به این فضا ورود کنه.  

یعنی هردو قصدشون  «فراگیر کردن گفتمان انقلاب»(یا اصلاح وضع موجوده) اما تقریبا با دو شیوه... 


و باز متذکر میشم که این دو شیوه مکمل یکدیگر می توانند باشند، اما اگر هوشیار و با اخلاص نباشند می تونند در قالب دو رقیب سرگرم یکدیگه بشوند... 


پس بهتر به فکر مواجهه با این چالش باشیم، لااقل به عنوان یک اولویت اصلی...

#آتش_به_اختیار با گلوله مشقی

نمیدانم این بد بینی زیاد از حد هست یانه... 

اما بنظرم سیستم آدم آهنی پرور #ستادهای_فرماندهی مذکور آنقدر خوب عمل کرده باشند که کار با یک صحبت رهبری به تنهایی حل شود. 

رهبری گیر کار را از تریبون رسمی گفتند حال اینکه #فرماندهان ستادهای فرماندهی چگونه عمل کنند خدا داند... 

تجربه اندکم به من می گوید ایشان بازهم در همان اتاق های فرماندهی می نشینند و در همان سیستم مسموم آدم آهنی پرور، بیانات دیدار دانشجویی را تحلیل و برایش برنامه اجرایی تدوین می کنند. البته می دانید که در این سیستم ها برنامه ریزی هدف است نه وسیله. 

خودمانیم! چه کسی حرف ولی را بر زمین گذاشته؟! 

خیلی جالب است، می روند در دیدار رسمی از فرمانده جبهه فحش و توبیخ می شنوند و برمی گردند باز سیستم و منش خود را دنبال می کنند و به طرزی ظریف استراتژی مسموم خود را بر حرف رهبری مقدم و ارجح می دارند. 

بله درست است که برای برگرداندن روح جنبشیِ محیی و افسارگسیخته یِ از مهارهای دست ساز و عبث و محافظه کاری های بدلی، به دوره طلایی خود باید جوشش از کف و توسط خود نیروها شروع شود،  

اما تا وقتی نگاه، به این بازوان پرزور و پیشرانِِ #جنبشی (سابق و ورژن جدیدش آتش به اختیار) را به یک بازوی چرخاننده عروسک خیمه شب بازی، جهت #مهار_امنیتی تقلیل دهیم آش همین هست و کاسه هم... 

یک استخوان راه تنفس این گلو را گرفته و از روی دوستی خاله خرسه یا هرچیز دیگری حاضر نیست اجازه تنفس دهد... 


پ. ن:سوادم در حد شهر خودم هست، تهران و بقیه رو نمی دونم. 

 

مساله این است

 انتخاب های  ریاست جمهوری ۱۳۹۲،  مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی سال ۱۳۹۴ و بالاخره ریاست جمهوری و شورای اسلامی شهر و روستا سال ۱۳۹۶ را در نظر بگیرید،  اکنون پس از گذشت بیش از ۳۵ سال از انقلاب می توان از جنبه ای دیگر هم به انتخابات نگریست. 


انقلاب اسلامی انجام شد تا در بستر جمهوری اسلامی، الگویی به مردم جهان ارائه گردد، که نتیجتا رای آنها را برای دولت کریمه مهدی موعود(عج)جلب نماید. 

حال ما یِ جامعه حزب اللهی مدعی امام زمان (علیه سلام)و اسلام، در خود جمهوری اسلامی ایران نتوانسته ایم مدلی ارائه دهیم تا رای مردم خودمان را جلب کنیم. 

به عنوان نمونه: 


آیا ما مدلی عملیاتی برای خوشحالی، شادمانی و آزادی با در نظر گرفتن همه طیف های جامعه ارائه کرده ایم؟ 

آیا ما مدلی عملیاتی و فراگیر برای هنر و فرهنگ و سبک زندگی اسلامی ارائه کرده ایم؟  

آیا ما مدلی برای نشان دادن اهمیت زندگی این دنیایی، در کنار حیات اخروی، عملیاتی کرده ایم؟ 

آیا ما مدلی عملیاتی برای رسیدگی به اقتصاد، معیشت ورفاه مردم در کنار پایبندی به مبانی انقلاب اسلامی ارائه کرده ایم؟ 

آیا ما مدلی... 

با پی گیری این قضیه به این نتیجه می رسیم: « مساله آنست که حتی من ِحزب اللهیِ  شیعه یِ مسلمان هم،  زندگی فردی-اجتماعی ام بر مدلِ  تشیع و اسلام ناب نیست.»

حال مردم چرا باید  الگوی ما را منتخب خود قرار دهند؟ 

ما بارها گفته ایم، مدل توسعه و پیشرفت و به زبان خودمانی کشور داری غربی نتیجه اش و مدینه فاضله اش می شود آمریکا و اروپا با اینهمه آسیب و مشکل. مردم می پرسند خوب مدل عملیاتی شما از او هم که ضعیف تر است... صد رحمت به او... ما به همان راضی تریم. «آنها بین بد و بدتر، بد را انتخاب می کنند». (نفوذ و تاثیر مدرنیسم و غرب بر افکار عمومی را بیشتر نیز شاهد خواهیم بود مخصوصا با وجود کاتالیزوری که دیروز انتخاب شد.)

بنظرم اصل قضیه آنست که ما باید خود در همه ابعاد مسلم و شیعه شویم و سپس «جامعه حزب اللهی» تراز را در همه ابعاد، مذکوردر سیره و شریعت شکل دهیم تا بتوانیم آراءِ مردم را بخود جلب کنیم. 


پ. ن۱: با این اِشکال اساسی هرچه شخص نماینده را تغییر دهیم (هر شخصی )تاثیر چندانی در این وضع نخواهد داشت.(ضمن احترام به تحلیل رای و تحلیل انصراف یا عدم انصراف و... به نظرم با در نظر گرفتن سالها گذشت زمان، ایراد اساسی تر است)حال فرض کنید خدا رحمی کرد، تفضلی عنایت کرد؛  کسی از ما روی کار آمد، باز این اشکال اساسی در اولویت است و ما صرفا باید از آن فرصت برای حل مسأله ی موصوف کمک بگیریم.ورود یک شخص حزب اللهی بخودیِ خود، مشکلی را حل نخواهد کرد که ما پس از انتخاب فلانی برویم مرخصی.

پ. ن۲:  تازه بعد از سه دهه در بعضی جاها شاهدیم که در راهِ، حل این مسأله،  کورسوهایی در حال نمایان شدن است، پس نشدنی نیست.   

پ. ن۳: شاید ایرادی نسبت به این متن مطرح شود که این تحلیل درباره شهر های بزرگ صادق است، در این خصوص متذکر می گردد که بنا به چند دلیل این تحلیل فراگیر است یا لااقل در حال فراگیر شدن است؛ اول آنکه طبقه متوسط به عنوان کنشگر اصلی مسیر توسعه سیاسی و اقتصادی، در جامعه رو به گسترش است حتی در شهر های کوچک، دوم آنکه رسانه ها(مخصوصا شبکه های اجتماعی) دائما در حال بسط این تفکر هستند و نفوذ این رسانه ها حتی در شهرهای کوچک و روستا ها، امری غیرقابل کتمان است و سوم آنکه روند مهاجرت از روستا به شهر ها را مورد تامل قرار دهید. (جوامع کوچک با تفکر سنتی با سرعت در حال فروپاشی هستند. )

برادر بجای رفتن به لاک دفاعی، حمله کن


محمود احمدی نژاد در نشست خبری خود گفته: 

🔹«حاکمیت مطلق از آن خدا است.

🔹هیچ کس نمی‌تواند این حق را از ملت سلب کند.

🔹با تاکید مجدد، هیچ مقامی حق ندارد آزادی را سلب کند.»


تو گروه ها تعدادی اصلاح طلب #دلواپس_ولایتمداری رو میدیدم که به طعنه میگفتن خطاب احمدی نژاد به روحانی بوده حتما...و بعد جدی ازشون می پرسیدم می گفتن خطاب به رهبری بوده و جالب بود می گفتن این بده.منم بهشون میگفتم شما که عمری دم از آزادی و اینجور چیزا میزدین حالا تا احمدی نژاد گفت اخ شد. این کلمات فقط باید از دهان محمد خاتمی بیرون بیاید تا شما غش و ضعف کنید. این که شد همان #فاشیسم. 



←احمدی نژاد چون تنها رقیب گفتمانی خود را در میان افکار عمومی اصلاح طلبی (یا شبه روشنفکری)می داند (چراکه معتقد است اصولگرایی دیگر از دور خارج شده) با دم زدن از آزادی وانسان دوستی و ملی گرایی و... (که هر کدام شمه ای زمینه مذهبی و اسلامی نیز دارد)،  استراتژی #مصادره_به_مطلوب یا #خالی_کردن_دست_رقیب را در پیش گرفته. اصلاح طلب ها هم سعی دارند با گرفتن ژست #دلواپس_ولایتمداری  این بازی او را حتی با بکار گیری خود ارزشی ها بسوزاند.

حالا باید خطاب به رفقای ارزشی و حزب اللهی گفت چرا درگیر بازی اصلاح طلب ها می شوید، 

خودتان را کنار بکشید و از بازی احمدی نژاد با آنها لذت ببرید. حتی بپرید وسط دعوا نرخ تعیین کنید و روحیه دیکتاتور منشانه برخی از این اصلاح طلبان را برملا کنید. اصلاح طلبانی که عمری،  جوانان دانشجو و حتی برخی آزادی خواهان و عدالتخواهان حقیقی را با سر دست گرفتن مفاهیمی همچون: «آزادی»، «آزادی اندیشه و بیان»، «اجرای قانون اساسی»، «انسان دوستی»، «برابری»، «عدالتخواهی» و... مصادره کردند.


پ. ن: این مطلب به معنای قبول داشتن صد در صدی و صفر و یکی استراتژی مصادره به مطلوب یا... احمدی نژاد و تیمش نیست. اتفاقا اول میخاستم نکاتی پیرامون آسیب شناسی آن استراتژی بنویسم ولی نیاز بود اول نکات فوق، ذکر شود. ان شاالله در فرصت و مجال بعدی به آن موضوع هم پرداخته می شود. 

 

چرا وبلاگ


بنظرم دلایل مختلفی داره که بعضی از رفقایی که اتفاقا قبلا نظراتشون رو لااقل تو وبلاگشون می گفتند و امروز نظراتشون رو در قالب نوشته های منسجم نمیبینیم، 

 ولی یکی از اون دلایل نداشتن یک پایگاه داده مثل وبلاگ شخصی، یعنی وقتی به هر دلیلی رغبتی به ایجاد کانال، اکانت اینستا و... که پروفایل محور هست (یعنی صفحه شخصی و گفتار ها و نظرات شخصی توش می مونه نه گروه محور )وجود نداره طبیعتا بستری هم برای (و شاید اراده ای هم )برای نوشتن یک مطلب منسجم درباره نظر شخصیش درباره موضوعات مختلف و روز وجود نخواهد داشت... 

شاید کسی مرتب به وبلاگ ها سرکشی نکنه، ولی میشه از اون به عنوان پایگاه و پروفایلت استفاده کنی و نظراتت رو اونجا آپلود کنی و بعد تو فضاهای گروه محور بازنشر کنی... 

اتفاقا اینجوری میشه سیر تحلیل اشخاص رو هم دید یعنی مثلا فلانی سال ۸۷ فلان نظر و تحلیل را داشت که در وبلاگ موجوده و امروز سال ۹۵ این نظر رو... و این آرشیو جالبه

بفرمایید وبلاگ

امروز بواسطه یک تلنگر کشیده شدم به وبلاگ های رفقا... 
مثل اینکه به یک روستای خالی از سکنه وارد شده باشی یا بهتر بگم یه دفعه ای اتفاقی وارد انباری پر از وسایل قدیمی بشی، قشنگ گرد و خاک روی بیت های وبلاگ ها رو حس می کردم... 
تاریخ آخرین پست ها متفاوت بود اما اکثرا مشخص بود که آخرین پست ها معمولا برای اواخر ۹۱ بود اما تک و توک وبلاگها هم بودند که سالهای ۹۳،  ۹۴و حتی بعضی ۹۵ هم مطلب داشتند... 
راستی امروز ۱۸ اسفند ۱۳۹۵ هست... خیلی از اون تاریخ ها نگذشته اما سرعت تکنولوژی بلایی سرم آورده که انگار چند سال گذشته... 
امروز عصر کانال و گروه تلگرام و پست و استوری اینستا و توییت توییتر هست... 
فردا هم عصر چیزای دیگه است...  و شاید باز من بواسطه یه تلنگر کشیده بشم  به اون تلگرام و... خاک گرفته... 
با این سرعت کجا می خوایم بریم...


پ. ن۱: همیشه وقتی میرفتم انباری یا اتاق هایی که متروک شده بودن و پر از وسایل قدیمی بود کلی از وقتم رو اونجا می گذروندم و لذت می بردم از کنکاش اون وسایلا...


پ. ن۲: از رفقای وبلاگی و فعال دیروز و ساکت امروز دعوت می کنم دوباره به وبلاگ برگردن و حرف هاشونو بزنن... 


پ. ن۳: گفتم اصل همین مطلب رو هم اول تو وبلاگم منتشر کنم تا نیتم رو با حسن فعلی همراه کنم.